





|
|
موضوع: خواندنی ها تاریخ:870523
عجب ترفندي!
فرد سرباز جواني در يك پادگان بزرگ بود. آنها هميشه در طول هفته خيلي سخت كار ميكردند، اما آن روز شنبه بود، و همهي سربازان آزاد بودند، بنابراين افسرشان به آنها گفت: امروز بعدازظهر شما ميتوانيد به داخل شهر برويد، اما اول ميخواهم از شما بازديد (از جلوي صف سربازان رد شدن) كنم.
فرد به سوي افسر رفت، و افسر به او گفت: موهاي شما بسيار بلند است، به آرايشگاه برو و دوباره پيش من برگرد.
فرد به آرايشگاه رفت، ولي بسته بود چون آن روز شنبه بود. فرد براي چند دقيقه ناراحت شد، اما بعد خنديد، و به سوي افسر برگشت.
او (فرد) پرسيد: قربان، اكنون پوتينهايم تميز شدند؟
افسر به موهاي فرد نگاه نكرد. او به پوتينهاي فرد نگاه كرد و گفت: بله، خيلي بهتر شدند. شما ميتواني بروي. و هفتهي بعد اول پوتينهاي خود را تميز كن و بعد از آن پيش من بيا!.
| پیوندهای مرتبط با متن بالا | پرطرفدارترین پیوندها |
| تازه ترین پیوندها | پیونده های هفته گذشته |
|
|





|