|
موضوع: خواندنی ها تاریخ:870528
دست ها.........دوست ها!!!!
یه روز یه کلاس معلمشون نیامده بود.به جای اون ، یکی دیگه از معلم های مدرسه رفت سر کلاس.
از اونجا که درس مورد نظر تخصص اش نبود ، تصمیم گرفت یه بازی شاد و ساده راه بندازه و اون ساعت رو اینطوری بگذرونن.
برای همین ، یه ظرف آب و یه صابون و یه قوطی جوهر خودنویس آورد.
بچه ها رو به صف کرد و مسابقه شروع شد.
قرار بود هر کدوم از بچه ها بیاد و دستش رو که جوهری شده بود قبلا" ، بدون کمک کسی و بدون کمک دست دیگه اش ، با آب و صابون پاک کنه.
یعنی راست دست ها دست راستشون رو جوهری میکردن و باید با همون دست ،اون رو با آب و صابون تمیز میکردن . چپ دست ها هم دست چپشون.
برای هرکس زمان گرفته میشد و در آخر ، کسی که هم زمان کمتری صرف کرده بود و هم دستش رو تمیز تر شسته بود ، برنده اعلام میشد.
مسابقه تموم شد و برنده مشخص شد.
وقتی برنده رو که نگاه کردن ، دیدن هنوز هم جوهر بین انگشتانش مونده و کاملا" تمیز نشده.
معلم باحال ما ، نفر آخر ( که از همه بیشتر کارش طول کشیده بود و دستش کمتر تمیز شده بود ) رو آورد.
این بار اجازه داد از هردو دستش استفاده کنه.
زمان گرفتن و دیدن که در زمانی خیلی کمتر از نفر اول ، دستش رو کاملا" تمیز کرد و هیچ اثری از جوهر روی دستش نموند.
معلم بچه ها رو جمع کرد و بهشون گفت :
دیدید....
ما همه مثل اون دست هستیم...
اگه یه روزی حتی همه ی عزم خودمون رو جزم کنیم که خودشویی کنیم و
به فکر تمیز کردن درون خودمون بیافتیم ، بازهم یه جاهایی باقی می مونه که دستمون بهش نمی رسه....
اما اگه یه دوست خوب و صادق مثل اون یکی دستمون باشه...خیلی راحت تر و بهتر می تونیم خودمون رو اصلاح کنیم...
واسه همینه که یه بزرگی گفته :
اگه همه ی عمرتو صرف پیدا کردن یه دوست واقعی کنی ، ضرر نکردی
| پیوندهای مرتبط با متن بالا | پرطرفدارترین پیوندها |
| تازه ترین پیوندها | پیونده های هفته گذشته |
|